خدا هست...
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
دوباره و دوباره

بگذار بار دیگر باران به رویت ببارد

بگذار یکبار دیگر عاشق شوی...کمک کن باز هم عمق وجودت خواهان زندگی باشد

بگدار باز هم برای زندگی ات بهانه ی پیدا کنی

ببار...بــــــبار..... ببار....


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٩/٦/٧ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

خداوندا سپاس

خدایا به خاطر تمام مهربانیهایت ،به خاطر همه صبوریت ،‌به خاطر بخششت سپاس

اگر روزی در اوج اضطرار و درماندگی باشم مآوای من تو هستی...کافیست چند لحظه در حضور تو قرار بگیرم و آنوقت است که همه آرامش کائنات را به قلبم سرازیر می کنی، من را پر می کنی از حضور خود ...خداوندا سپاس ، سپاس که می توانم باتو سخن بگویم ، سپاس که در هرکوچه ای که گم شوم راهم به شاهراه  محبت تو ختم می شود. در مسیر تو قرار می گیرم  و هگام می شوم با فرشتگانت....خداوندا سپاس‌، به خاطر تمام لحظاتی که دستم را از دستت رها کرده و سرگردان شده بودم اما تو مرا فراخواندی  واز بین همه تاریکی ها مهرت را حس کردم و دوباره دستانم را در دستانت قرار دادم...خداوندا سپاس،‌این لحظه را سپاس...


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٩/۱٩ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

خیر واقعی

از علی (ع) پرسش شد خیر واقعی چیست؟امام فرمود : خیر آن نیست که دارایی و فرزندت فزونی یابد ، بلکه خیر آنست که دانشت زیاد گرد، بردباریت عظیم باشد ، بر مردم به عبادت پروردگارت مباهات و سرفرازی کنی، پس اگر کار نیک کردی خدای را سپاس گویی، و اگر بد کردی از او آمرزش طلب نمایی.دنیا  برای هیچکس خیری در بر ندارد مگر برای دوتن: مردی   که گناهانی را مرتکب گشته و با توبه به جبران آن برخاسته  و مردی که در انجام کارهای نیک می شتابد.

--------

امواج اندوهها را با تصمیم های استوار بر شکیبایی کردن و حسن یقین از خود دور ساز.(امام علی (ع)

-----

تا می توانی عیوب مردم را بپوشان تا خداوند آنچه را تو دوست داری بر مردم پوشیده باشد بپوشاند.

گره هر کینه ای را که از مردم به دل داری بگشای و رشته هر انتقام را از خود قطع کن و از هرچه برایت روشن نیست چشم بپوش...در تصدیق سخن چین شتاب مکن زیرا سخن چین خائن است هرچند خود را به خیر خواهان شبیه سازد( امام علی (ع) )


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٦/۱۸ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

لوییز .ال.هی

لوییز.ال.هی

بیوگرافی :

لوییز.ال.هی بعنوان یکی از پیشگامان درزمینه خودیاری و رشد شخصی شناخته شده است. کتاب اول او " شفای تن" در سال 1972 به رشته تحریر درآمد.در آن دوره نظریه رابطه میان ذهن و بدن به تازگی متداول شده بود. در سال 1988 این کتاب مجددا مورد بازبینی قرار گرفت و گسترش یافت.و لوییز توسط این کتاب پرفروش و اثرگذار در 33 کشور به مردم شناخته شد و این کتاب به 25 زبان در سراسر دنیا ترجمه شد.

در طی دوران آموزش تکنیکهای شفا و فلسفه مثبت نگری توسط لوییز، میلیونها نفر یادگرفتند که چگونه  آنچه را که در زندگی می خواهند خلق کنند و بیشتر از آنچه را که طلب می کنند بدست بیاورند که این مسأله شامل سلامت بدن، ذهن و روح نیز می شود.

فلسفه شخصی او درطی دوران رشد عذاب آور او ایجاد شد.او دوران کودکی سخت و دشوار و توأم با فقر  و تنگدستی را پشت سرگذاشت. در دوران نوجوانی مورد سوء استفاده و آزار قرار گرفت.از خانه فرار کرد و سراز نیویورک درآورد، در آنجا مانکن شد و با یک تاجر ثروتمند ازدواج کرد.به نظر می رسید که باید زندگی او عوض شده باشد اما این مسأله تا وقتی که ازدواج او بعد از 14 سال به پایان رسید اتفاق نیفتاد، ودرست بعد از آن شفای واقعی او آغاز شد.

لوییز آغاز کارش را در سال 1970 در نیویورک بنا کرد، او وارد کلیسا شد و علوم مذهبی را فرا گرفت و در خدمت مذهب قرار گرفت و در کلیسا به یک سخنران محبوب تبدیل شد و بزودی تعدای افراد برای مشاوره نزد او می آمدند.خیلی زود این مسأله برای او تبدیل به یک کار تمام وقت شد.

بعد از چند سال لوییز شروع به تألیف و گردآوری مرجع کاملی راجع به جزییات ذهنی بیماریها نمود و الگوهای فکری مثبتی را ارائه داد تا به کمک آنها  بیماریها را از بین بروند و شفا حاصل شود.این مسأله پایه ای بود برای کتاب " شفای تن".

او به سراسر کشور آمریکا سفر کرد ، سمینارها و کارگاههایی راجع به " عشق ورزیدن به خود و شفای زندگی " برگزار کرد و مقالاتی ارائه نمود.

لوئیز توانست فلسفه شخصی اش را در طی دوران ابتلا به سرطانش به مرحله عمل برساند و عملا ً تجربه کند. او تصمیم گرفت بیش از هرکاری، توجه و تمرکزش را بر عبارات تأکیدی، تجسم، برنامه تغذیه ایی پاک کننده و روان درمانی قرار دهد.بعد از 6 ماه سرطان او کاملا شفا یافته بود.

در سال 1980 ، او دوباره به کالیفرنیا برگشت و آنجا بود که برنامه های کارگاههایش را روی کاغذ آورد.در سال 1984 کتاب "شفای زندگی" او نوشته شد.در این کتاب لوئئیز اعتقادات و نظریاتش را راجع به اینکه این اغلب خود ما هستیم که باعث ایجاد مشکلات عاطفی و اختلالات فیزیکی و بیماری در بدنمان می شویم و اینکه چگونه می توانیم با تغییر فکرمان زندگی بهتری برای خود بسازیم ، بیان کرد.

کتاب شفای زندگی جزو پرفروش ترین کتابها در سراسر جهان شناخته شد.

در سال 1985 او با یک گروه حامی شروع به کار کرد. او کارش را به 6 مرد مبتلا به ایدز آغاز کرد. در سال 1988 گروه او کاملا رشد یافته بود و برنامه های او شامل جلسات هفتگی با حدود 800 نفر شرکت کننده می شد.او با این کارش یک بار دیگر عشق و حمایت را به جنب و جوش درآورد و  مردم به نشانه حمایت از این بیماران، روبانهای قرمز به سینه های خود می زدند. دراین زمان بود که او کتاب" ایدز" را نوشت:خلق یک اثر مثبت بر پایه تجربیاتی که از این گروه قدرتمند بدست آورد.

در حال حاضر لوییز در رأس موسسه ای بنام " هی هاوس" قرار دارد. یک موسسه انتشاراتی بسیار موفق که آغاز کارش با سرمایه ای اندک در  اتاق پذیرایی خانه ی لوییز  بنا شد و حالا به یکی از موفق ترین موسسات با فروش بیش از میلیونها کتاب و کاست در سراسر دنیا تبدیل شده است.

در این موسسه افراد الهام بخش و انگیزه دهنده دیگری نیز نظیر دکتر وین دایر، جوآن بوریسنکو، و دورین ویرچو و .... همکاری می کنند. پیامهای شفا بخش لوییز، موضوع بسیاری از روزنامه ها و مجلات است. او برنامه های تلویزیونی متعدد و موفقی دارد. و به سفرهای متعددی می رود. در دورانی که سفر نمی کند در منزلش به نقاشی، باغبانی و رقص

می پردازد و از زندگی لذت می برد.

    مترجم و گردآوری : طلایه محتشمی

                                                                                   www.javdaneh.com


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٦/۸ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

بیوگرافی لویئز .ال.هی

سلام برای مطالعه بیوگرافی لویئزهی به لینک زیر مراجعه کنید ، بعد از لینک در پایین صفحه بیوگرافی را مطالعه نمایید

http://www.javdaneh.com/Ravanshenasi/louise.htm

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٦/۱ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

بیایید به خودمان محبت کنیم

سلام لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.javdaneh.com/Mehrvarzi/550-shahrivar88.htm

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٥/٢٦ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

رفتار

امانوئل کانت فیلسوف آلمانی می گوید: (( آنچنان زندگی کن که انگار می خواهند هر رفتار تو را تبدیل به یک رفتار جهانی کنند))

لحظه ای درباره این جمله تامل کنید.حالا تصمیم دارید چگونه زندگی کنید؟ چگونه رفتار کنید؟ چگونه لحظه ها را بگذرانید؟اگر قرار باشد رفتار شما جهانی شود چه جهانی در انتظار بشر است؟ رفتار شما چه بازتابی خواهد داشت. پاسخ با شماست...

طلایه


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/٤/٢۳ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

مکث...حرکت

یادت باشد گاهی ما نمی توانیم جلوی وقوع بعضی اتفاقات را بگیریم اما این قدرت انتخاب را داریم که در برابر آن واقع چه عکس العملی نشان بدهیم.

بعضی ادمها دنیای کوچکی دارند...تو خودت را درگیر بازی کوچک انها نکن

همه چیز را بر مبنای دانسته های گذشته ات نسنج...بگذار گاهی از نو تجربه کنی.روزی تازه...

بخاطر بسپار هیچ کس از شنیدن دوستت دارم واقعی خسته نمی شود

طلایه


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸۸/۳/۱۳ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

بشتابید

بشتابید بشتابید اینجا فرصت تقسیم می کنند.فرصت برای تغییر .در صف زمان بایستید و به اندازه گنجایشان ظرفتان را جلو بیاورید.

حتی اگر محتوای ظرفت تلخ بود آن را به فرصتی برای تقویت چشای ات تبدیل کن. و این مزه را د رخاطر نگه دار. نگاه کن چه خصوصیاتی داشت که تلخ شد. بار دیگر آن را قبول نکن. این فرصت فرصتی است برای یک پله بالا رفتن

بشتابید و در کلاس آگاهی ثبت نام کنید. هزینه ای ندارد جز کمی صبوری. صبور باشید و درسهای زندگی را خوب یاد بگیرید . به شما گواهی نامه رسمی اعطا خواهد شد که در این درس فارغ التحصیل شده اید لطفا تمام سعی تان را بکنید که این واحد را باموفقیت پشت سر بگذارید.

بشتابید بشتابید اینجا زندگی تقسیم می کنند روحت را جاودانه کن .و در زندگی جاودانه شو و بودنت را جاودانه کن

اینجا عشق تقسیم می کنند قلبت را بگشا و نگاهت را خوش کن

اینست پیغام جاودانه ....

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٧/۱٦ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته

آینه

تا  حالا چند بار به خودت گفتی اگر من هم  جای اون بودم همین کار رو می کردم؟

خیلی وقتها ما اول قضاوت سر سختانه ای می کنیم و بعد به طرف یک بر چسب میزنیم و میریم اما کافیه قبلش یه لحظه فکر کنیم و شرایط اون طرف رو در نظر بگیریم ... چی شد این کار رو کرد؟ چرا اینکار رو کرد؟ شرایط روحیش چطور بود؟ شاید خیلی مسائل رو تحمل کرده. شاید.... خودت رو بذار جای اون تو اون شرایط  یه سوال از خودت بپرس: اگر من جای اون بودم.....خودت رو تو اون شزایط حس کن...پات رو بکن تو کفش اون و ببین با اون کفشها کجاها قدم می زنی...حالا می تونی نظرت  رو حداقل کمی عادلانه تر بگی ....


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٦/۸ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته