خدا هست...
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
اگر به من فرصتی داده می شد تا دوباره زندگی کنم

IF I HAD MY LIFE TO LIVE OVER AGAIN

اگر به من فرصتی داده می شد تا دوباره زندگی کنم اینبار.....

 

کمتر حرف می زنم و بیشتر گوش می دم.

 

از دوستانم برای دورهم جمع شدن و بودن و لذت بردن از کنار هم بیشتر دعوت می کنم حتی اگه فرش خونه رنگش رفته باشه و نخ نما شده باشه یا کاناپه خراب و کهنه باشه.

 

جلوی شومینه می شینم و از خوردن تنقلات لذت می برم و نگران این نیستم که اگه شومینه روشن بشه ممکنه خاکسترها اونجارو کثیف کنه.

 

وسط تابستون سخت نمی گیرم که شیشه های ماشین حتما بالا باشه که نکنه باد ارایش موهامو بهم بزنه

 

اون شمع صورتی که شکل گل رز هست رو قبل ازاینکه تو انباری از گرما ذوب بشه روشن می کنم.

 

روی چمن با بچه هام می شینم و نگران لکه رنگ چمن روی لباسم نیستم.

 

بجای اینکه پای برنامه های تلویزیون بشینم و گریه کنم و بخندم، وقتم رو  صرف تماشای زندگی می کنم.

 

وقتی مریضم به رختخواب می رم و استراحت می کنم و فکر نمی کنم با اینکارم زمین از حرکت وامیسه.

 

فقط چیزهایی رو می خرم که بدردم بخوره، نه اینکه بمونه تا فاسد بشه یا تا آخر عمر گارانتی داشته باشه که بعدها شاید یه روز به دردم بخوره.

 

بجای اینکه منتظر بمونم تا دوران 9 ماهه بارداری زودتر تموم بشه، تمام اون لحظات رو با لذت سپری می کنم و از اینکه یه موجود لطیف درونم داره رشد می کنه حیرتزده می شم و به این موضوع به چشم یک موقعیت طلایی نگاه می کنم و سپاسگزارم که به من فرصت تجربه این معجزه زیبا رو داد.

 

وقتی بچه ها با عجله می آن که منو ببوسن ، نمی گم بعدا ً حالا باید ظرفهای شام رو بشورم.

 

بیشتر از " دوستت دارم"  و " منو ببخش" استفاده می کنم.

 

اگر یه بار دیگه به من فرصتی برای زندگی داده بشه، هر لحظه و هر دقیقه رو غنیمت می شمرم، وقتی نگاه می کنم واقعا ً می بینم،وقتی گوش می کنم واقعا ً می شنوم، هر لحظه رو زندگی می کنم و هیچوقت اون لحظات رو از دست نمی دم....

 

به یاد" ارما بومبرک" که در جریان مبارزه با سزطان دار فانی را وداع گفت.

 

مترجم : طلایه محتشمی

 

 

 

 


پيام هاي ديگران () | ۱۳۸٧/٤/٢ - peyghamejavdaneh |لینک به نوشته