خجالت می کشم اما....

یک روزهایی هست که همه دنیا انگار گرفته ستُ نمی دونم چه موجیه اما هرچی که هست آدم بی قراره...بی قراری یا از خجالت یا از ....آره بیشتر از خجالت ُ چقدر غافل بودم ُ چقدر غافل بودم ُ چقدر غافل بودمُ اصلا جای من کجاست؟

اما من که اینهمه خجالت می کشیدم  و روم نمی شد خدا رو صدا کنمُ یکبار گفتم : خداااااااا

خدا ده ها بار گفت : جونم عزیزم بگو.... اونوقت بیشتر و بیشتر شرمنده شدم خدایا سپاس که اینهمه بزرگی و رئوف اینهمه مهربونی رحمن و رحیم هستی جبار و واسع هستی کریمی خدا شکرت .خدا سپاس که الگوهایی رو برای ما قرار دادی خدایا سپاس که....

/ 1 نظر / 3 بازدید
مهدي

دوست عزيز سلام خيلی ممنون که به بلاگ من سر زدی و نظر قشنگت رو گفتی وبلاگ زيبا و جالبی داری اميدوارم موفق باشی و در اين راه به هدفت برسی ديدار با شما در بالاترين قله موفقيت روزگارتان شيرينُ شادی تان افزون