هراس فرداها و مرگ اکنون

چقدر تلخ است که از ترس این فکر حقیر ؛نکند فرداها....؛قطعه ای طلای بیجان را در کنجی پنهان کنیم و انسانی از  ترس از دست دادن کودک از فرط گرسنگی هر لحظه آرزوی مرگ کند....
چگونه می شود این حس نیاز و کمبود همیشگی را از خود دور کرد؟ مخیلی وقتها این فکر را در ذهن داشته ایم که برای روز مبادا.و این یعنی هنوز به برکت بی پایان خداوند ایمان نداریم.

/ 18 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

سلام حالا اگر اون آدمی که این حرفو زده کسی باشه که فکر می کردی 1 سال عشقت بوده اون چی؟

س.گ

سلام اخبار جدید وبلاگ: کتابهای زیر به لیست کتابهای وبلاگ اضافه شدند: 1- یازده دقیقه((پائولو کوئلو)) 2-شبهای سپید((داستایوفسکی)) 3-دوشس و جواهر فروش((ویرجینیا وولف))3-افسانه سیزیف((کامو)) 4- سوداگر((جان گریشام)) 5- رویا و تخیل در آبلوموف((فیث ویگزل)) __________ آهنگ کارتن سیلاس به لیست آهنگهای کارتنی اضافه شد.

آوین

در جهان خدا هیچ اشتباهی روی نمی‏دهد و هیچ رویدادی تصادفی نیست. هیچ کسی به‏ سویت نمی‏آید، مگر آن‏ که هدیه ‏ای را برای تو به ارمغان آورد. چه شاکر باشی یا نباشی، خدا نعمت را برای تو می‏فرستد[گل]

سارا خانوم

موفق باشید با این وبلاگ خوب و مفیدتون[تایید][گل]

مجید

سلام دوست من خیلی جالبه که کم مینویسید اما خیلی مفید و این خیلی عالیه واقعا مطالب خوبی هستش امیدوارم همیشه در پناه حق موفق باشید[لبخند][گل]

نگاه خوش

سلام با یک نگاه خواب آلود منتظرتم. یعنی می خوام خوب بخوابی که صبحا خواب آلود نباشی...... آیا از بی خوبی رنج می برید؟[تعجب] آیا صبحها که بیدار می شوید خسته هستید؟[سوال] آیا به وبلاگ من سر زده اید؟[چشمک] خوب سر بزنید...[شیطان] کلید این خواب در دستان ماست....[تایید][قلب] نه بابا جاااااااااااان لالایی نمی گم که

آوا

[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

یه دوست قدیمی

از بختياري ماست شايد كه آنچه ميخواهيم يا بدست نمي آيد يا از دست مي گريزد.